پسرانم، مریم پاکدختر، مادربزرگ همه ملتها، مادر خدا، مادر کلیسا، ملکه فرشتگان، یاری ستمگران و مادر رحیم تمام فرزندان زمین، نگاه کنید پسرانم، او دوباره این شب به شما میآید تا دل دردناک خود را برایتان بیاورد.
پسرانم، امشب چندانی نمی�فتم، فقط یک بار دیگر گویم: «در دعا متحد شوید!»
دیدن پسرانم، همانطور که قبلاً به شما گفتهام، انسان روی زمین هنوز فهمیده نیست کجا میرود، نظم سیاسی جهان کاملاً تغییر کردهاست، هیچ دفاعی وجود ندارد، دیپلماسیای نیست و بیش از همه، ارادهٔ انسانی نیست. تمام این اتفاقات رخ میدهد زیرا انسان دور خدا است، و وقتی فرزندان زمین خود را از خدا فاصله دهند، توسط شیطان هدایت میشوند، اغلب بدون اینکه آنرا بیدارند.
کافیست با درگیریها، کلمات استفاده کنید و همیشه به نام خدا سخن گویید!
بهطوری که همه ملتهای زمین بتوانند آرامش داشته باشند، بمبها و اسلحه را دور کرده و کلمه عشق اولویت بگیرد.
شما برادرانید، فرزندان یک پدر هستید و یکدیگر را میکشد. فکر کنید به دل مقدس خدا پدر آسمانی که شما را اینگونه میبیند، دیدن فرزندانش زیر آتش اسلحهها سقوط کنند.
کافیست! حتی همین مادر هم امشب نمی�فتم زیرا درد قلبش غیرقابل تحمل است!
همدستی یکدیگر را بگیرید و همدیگر را عشق کنید همانطور که خدا شما را میپسند. زیباتر، خوشحالتر خواهید شد و یک طلوع نو به این زمین خواهد رسید.
برو جلو!
ستمغفرت به پدر، پسر و روح قدوس
به شما برکت مقدس من را میدهم و از گوش دادن به من تشکر میکنم.
دعا کن، دعا کن، دعا کن!
عیسی ظاهر شد و گفت
خواهر، این عیسی است که به تو میگوید: به نام سهگانه من برکت دهم، یعنی پدر، پسرم خودم و روح قدوس! آمین.
خداوند فراموش نکند تا فراوان، لرزاننده، مقدسکننده و روشن کننده روی همه مردم زمین نازل شود، و تمام کودکان به این نور وارد شوند، خاصه در این زمان که بادهای ترسناک جنگ میوزد.
بچهها، پروردگار تو عیسی مسیح است که با شما سخن میگوید!
این شب طولانی نخواهم گفتار کرد، زیرا آسمان نیز سخنان بلند نمی喋ه.
دیدمی که زمین هیچ وقت سختتر از این نبوده است. همانطور که مادرم به شما گفته بود، ریسندگی نازک شده و فکر نکندید که نخواهد شکست. پارهپارهٔ شده و وقتی شکست مییابد، جهان تمام در جنگ فرو خواهد رفت.
به مردان نیکخواه سخن میگویم: "خودتان را صرف کنید تا صلح دوباره به کل زمین بازگردد و کوچکترین فرزندان من مانند بادبادک پرواز کنند. با ماندن در خانههای خود متحد شوید و دعا کنید، هماهنگ باشید، دعای مهم است و همچنین وحدت شما، حتی وحدت ذهنی. با فکرهای خودتان متحد شوید، به خیابانها بروید و بگویید جنگ را نمی�بیم و برای صلح و عشق فریاد ببرید. فرزندان عشق و صلح هستید، چرا میخواهید یکدیگر را کشتن؟ چرا اجازه دادهاید شیطان شما را در این حالت کاهش دهد؟ اسلحههای خودتان را گذاشته و بمبها را نابود کنید تا یک طلوع نو بر زمین و همه قومها نازل شود. تو را رها نخواهم کرد، همانطور که به شما گفتهام: با من تا پایان جهان!
به نام سهگانهی من که پدر، پسر و روحالقدس است برکت میدهم! آمین.
مادونا کاملاً با لباس خاکستری پوشیده بود. تاج دوازده ستارهای را روی سرش نداشت. او خم شده بود با دستهای خود روی سینهاش و زیر پایش آتش زبانهها بودند.
عیسی در لباس عیسی رحیم ظاهر شد. چند لحظه پس از ظهور، ما را دعا پدرمان میخواند. او تاجی بر سرش داشت، وینکاسترو را در دست راست خود نگهداری میکرد، و زیر پایش دود سیاه بود.
این شب آسمان تاریک بود و همه فرشتگان، ارکانفرشتهها و قدیسان در دعا بودند.