بچههایم، مریم پاکدخت، مادری همه ملتها، مادر خدا، مادر کلیسا، ملکه فرشتگان، یاری ستمدیدهان و مادر رحمتبخش تمام فرزندان زمین، نگاه کنید بچهها، امروز او به شما میآید تا از شما عشق بورد و برکت دهد.
بچههایم، امروز من به شما در این روز مقدس آمدهام، یک روز نعمت برای تمامی شهر، و چون روز جشن است، دوباره از این مکان به فرزندان این شهر فریاد میکشم: «بچهها، خودتان را سخت نگیرید، ترسید نکنید، بیایید، بیایید به این جایگاه! من مدت زیادی منتظر بودم! بیایید و بگذارید همه چیزهای زیباتر آسمانی در دلهای شما قرار گیرد، بگذارید شادی و آرامش را در آنها گذارند، بگذارید با دلهایی گمشده سخن گویم!'توجه نکنید که آیا بیایید یا نه، دلهایتان را به من آورید و خودتان را بدون فکر کردن دربارهٔ هیچ چیز رها کنید. آنچه وقتی از این جایگاه میروید در دلهایشان حس میکنید مهم است. اگر به من بیاید، پیشدست نکنید، دل شما آزاد باشد و جانشین عمل کند، آن آمادهساز برای خودتان هست تا حاضر باشید که من چیزهای عشقم و شادی را دریافت کنید. بیایید بچهها، خاصاً در این زمان سخت برای کل زمین، چشمهای مرا به شما ببینند در این جایگاه، کنار هم قرار گرفته، تسبیح میخواند به پروردگار عیسی مسیح. بیایید، ترسید نکنید!!»
ستمت و شکر به پدر، پسر و روحالقدس
برکت مقدس من را بر شما میدهم و از گوش دادن به مرا سپاسگزاریم.
دعایید، دعایید، دعا کنید!!
عیسی ظاهر شد و گفت
خواهر، من عیسی هستم که به تو میگویم: تو را در نام سهتایی خود برکت میدهم، یعنی پدر، پسر (من) و روحالقدس! آمین..
او باید فراوان، روشن، مقدس و تقدیسکننده به همه مردم زمین نازل شود، و من میدانم که در این لحظه چقدر نیاز است!
بچهها، من عیسی مسیح هستم که با شما سخن میگویم!
من به تو آمدهام تا بگوم باید متحد شوید، خانواده بزرگ خود را دوباره بسازید. ببین چه اتفاقی رخ دادهاست، اطرافت رو نگاه کن، این باید باعث فهمیدن تو بشه که باید متحد شوی، آنهایی که میتوانند، چون بسیاری از مردم نمی�واهن به هم پیوستن زیرا بمبها از آسمان بر آنها باران میبارد.
به قدرتمندان گفته شده: "از آتشسوزی دست بردارید، کافی است با تخریب و مرگ فرزندانت! چطور میتوانید در شب آرام بگذارید که نمی�واهن برادرانت را چه تعداد کشتهاید؟ اما شما به این فکر نمیکنید، اندیشههایتان غریزتیست، علاقهمندیتون پول است، جایگزین کردن خدا. حالا شیطان با شما میکند آنچه بخواهمش، دست او روی تو هست چون اجازه دادهاید که چنین شود با رفتار خودت. از قدرت خسته بودید و او اطمینان داد که این قدرت به دستتون برسد و گلهتان را گرفتند، دوری کردین منو و راه رو که نشان میدادهبودم. ترجیح دادند بدبختی رو برگزیدن. توبه کنید، فرزندانت، و کارهای نیک برای بشریت انجام دهید، زیرا روزی خواهد آمد که باید در برابر پدرت سخت پاسخگوی باشید!
تو را در نام سهتایی خود برکت میدهم، یعنی پدر، پسر (من) و روحالقدس! آمین."
مریم با لباس سفید پوشیده بود، تاجی از دوازده ستاره روی سرش داشت، در دست راستش یک مدل کوچک دروازه پارک باز شده را نگه میداشت که پیش رو آن راه طولانیای قرار داشت و زیر پاهایش مردم بودند.
عیسی با لباس عیسی رحیم ظاهر شد. چند لحظه پس از ظهورش، او آنها را به خواندن پدرمان تشویق کرد. بر سرش تاجی بود، و در دست راستش وینکاسترو نگهداشته شدهبود. زیر پایش دودی سیاه وجود داشت.