یک دوست یک شیشه کوچک از روغن مقدس درمانی سنت شاربل به من داد تا روی زخم پام بگذارم و برای شفای خود دعا کنم.
من بسیار خوشحال بودم که این روغن را دریافت کردم زیرا قبلاً با قدیس شاربل، قدیس هاردینی و قدیس رافکا ملاقات کردهام. آنها به من سخن گفتند، اما همیشه یک تعهد خاصی نسبت به سنت شاربل داشتم چون میدانستم او یک قدیس بسیار ویژه است.
آن شب پس از دریافت این روغن مقدس، به خواب رفتم و خود را مبارک کردم، سپس سنت شاربل ظاهر شد و با لبخندی بر روی چهرهاش که جوان و پر نور بود و ریش کوچکی داشت، پوشیده شده بود مانند یک زاهد. او درخشید.
او گفت: «والنتینا، انگشت خود را درون روغن بگذار و فقط آن را اطراف زخم قرار بده و بگو: سنت شاربل، من باور دارم که میتوانی مرا درمان کنی. این کار را ادامه دهید تا به تدریج، به تدریج، زخم کوچکتر و کوچکتر شود و شفای یابد. آن کاملاً ناپدید خواهد شد. اما این کار را هر روز انجام بدهید — نه فقط یک بار و سپس فراموش کنید — هر روز انجام دهید.»
او گفت: «به من اعتماد کن زیرا بسیار نزدیک به مسیح پروردگار ما هستم. من مستقیماً برای او شفاعت میکنم.»
من گفتم: «ای سنت شاربل، از کمک شما سپاسگزارم.»
هر روز دستورهای سنت شاربل را دنبال میکنم. فقط کمی روغن اطراف زخم خود بگذارم و بگویم, "سنت شاربل، من باور دارم که میتوانی مرا درمان کنی," و از شما سپاسگزار هستم.» سپس دعا پدرمان، سلامت مریم و جلال به خدا را میخواند.