من آن کسی هستم که خود را برای عشق تمام کرد؛ ارادهٔ انسان در عشق نیست، بلکه در قدرت چیزهای دنیوی است، یک آرزو زمینشناسانهای که مانند آدمی از دست خواهد رفت!
یک قوم جدید رشد میکند، قومی که به خدای یگانه و بینهایت محبت تبدیل خواهند شد، به خداوند سهتایی و یکتا، آن کسی که همه چیز را آفرید.
از ابتدا، خدا دانهاش را در طبیعت انسانی کاشت و بر رویش دم زد، و با دانهٔ عشق رشد کرد.
هنگامی که شب آمد، هیولا لعنتی رسید و دانهٔ محبت من را خورد و دانهای جدید، خودش، از حسد و غرور کاشت و روحشان در شرارت رشد کردند و فساد به جهان آوردند: همه چیز طمعبار و بیپرورد شد.
من یک قوم را با ایمان و محبت آفرید و آنها را بر زمین گذاشتم تا زمان خود را در طبیعت انسانی بگذرانند، و تمام قدرت من در خلق همه چیز برایشان قرار داد!
اما یکی از شبها شر رسید و قدرت بیایمانیاش، ظالمانه و سختگیرانه نشان داد، نور متفاوتی با محبت من نشان داد و خلقت من را به نابودی محکوم کرد.
مردان شیطان، دشمن، رشد کردند، و او دانهٔ خوب را بیرحمی گرفت، دانهای که فاسد میشود کاشت.
روح من عشق بینهایت شما بود. بر گوشت خود یک شهادت قرار دادم که در همه جهات وحشتناک بود، حتی تا مرگ روی صلیب، برای بازگرداندن دانهٔ محبت به شما. با علامتی از خیرخواهی بینهایت من، دوباره شما را از گناه و مرگ آزاد کردم.
اکنون میخواهم میان شماست برگردم، اما هنوز یک قوم سرسخت در شر پیدا میکنم، قومی که نمیخواهند وضعیت خودشان تغییر دهد و همچنان با طمع و حریصیت به نابودی خودشان ادامه میدهند!
فرزندان فقیر من، که دیگر از طریق انتخاب آزاد شما من نیستید!
چه باید بگویم به شماست اگر نمیخواهید صدای من را بشنوید؟
چه میتوانم برداشتم اگر دانهی شما در زمین فاسد شده که نتوانست محصولی بدهد چون غیرقابل نفوذ و بیفرآور بود؟
چه خواهد شد از شماست، فرزندان من؟
خدایتون روح نابودکننده و لعنتیافته است که به خودتان زنجیر زدهاید. هیچ نشانی از عشق در شما نیست، کسی نمیخواهد توبه کند و به نزد من بیاید، پس بروید و پاداش شماست بگیرید.
عیسی دوباره میان شماست، او حالا روی زمین است و فاجعهی بزرگی که دارید را میبیند. بله! اینجا هستم تا شما را در بازوهای من جمع کنم، اینجا هستم تا شر در شما نشین نکند، فرزندان من!
درد من پایان نمی�یده است، شهادت من ادامه دارد، زیرا شماست، اوه فرزندان، که چشمهایتان را باز نکنید، به عشق تبدیل نشدهاید. عیسی ترس نشان نمیتواند داد، کلماتش عشق بیانتها هستند:
اما چگونه کسی میتواند که با مرگ قلب خود کور شده است، کلام من را بپذیرد؟
چگونه کسی میتواند که با دردی از دل فقیرش کور شده است، بفهمد "کیست" سخن میگوید؟
کیست که میگوید: «من راه، حقیقت و زندگی هستم؟» کیست که میگوید: «من آن کسی هستم که از مردگان برخاستهام؟»
کیست که ادعا میکند به پدر رسیده است و در تخت آسمانی نشسته؟
کیست که میگوید: من خدایت از عشق بیپایان هستم؟
کیست که معجزات درمان روح و بدن انجام میدهد؟
کیست که میگوید: من به پدر برگشتهام و دوباره برای شما خواهم آمد تا مانند آنچه از من خواسته شده است باشم؟
کیست که از مریم عذراء زاده شد و با عنوان «نشان نجات» برای تو وارد جهان شد؟
کیست که میتواند ارادهٔ پدر را بر پسر اعمال کند تا یک دنیا گمشده را به خود بازگرداند؟
کیست که خودش را با عنوان «نشان» از عشق بیپایان نشان دهد و در رحمت بیپایانی برای تو بیاید؟
هر کسی که به کلمات من شک دارد، بر زمین لعنت خواهد شد و هرگز در آسمان دیده نخواهد شد، زیرا او از تاریکی است! چشمهایش هیچگاه نور را نمیبیند! چنین میگوید پدرم که در آسمان است، و همچنین پسر در «یگانگی سهگانهاش» با روح قدس و حقیقت بیپایان.
هر کسی که بر کلمات من تفکر کند، در من خواهد بود، و چشمهایش را به نور واقعی باز خواهم کرد. اما هر کس که نمی�ایست از کلمهام یاد بگیرد، هیچگاه قادر نخواهد بود نورم را ببیند. من مسیح ردهنده هستم، یگانگی در روح عشق با پدر!
عشقی بر صلیب پایان یافت... هرگز دوباره چنین نمی�ایست شد! من زل زدهام به شر؛ این پیروزی من بر شر است، نجات نهایی و قطعی است!
در زمین و آسمان شانهخوار خواهم شد و به پدرم یک قوم را با عشق بیپایان خواهم داد که طبق برنامه او از طریق عشق و اطاعت احترام میگذارند.
عیسی نجات دهنده است.
منبع: ➥ ColleDelBuonPastore.eu